ادوارد بلور ليتون سيايت مدار، شاعر،نمايش نامه نويس و رمان نويس مشهور انگليسي درسال 1871 رماني تحت نام وريل- نيروي نژاد آينده كه داستان تمدن وريل-يا و پشرفت هاي فوق العاده آنها بود، نوشت.
در اين كتاب ليتون، سفرنامه جهانگردي ثروتمند را بازگو ميكند كه در حين سفرش
تصادفا به تمدنی از موجودات فرشته گون در زیر زمین برمی خورد. این موجودات خود
را وریل-یا می نامیدند و از بازماندگان نژاد تمدن پیش از طوفان بودند که در شبکه ای
از تونل های زیر زمینی سکونت می کردند. تمدن اتوپیایی آن ها از تمام تمدن های
روي زمین بسیار پیشرفته تر بود و آن ها دارای توانای روحی بالا و تله پاتی بودند.
وریل-یا از تکنولوژی خاصی برای حفاظت از خود استفاده می کردند که در همه چیز
نفوذ می کرد و آن را “وریل” می نامیدند. منبعی از انرژی که صاحب آن با انجام
تمرینات تمرکزی و کنترل اراده به سطحی می رسیدکه قدرت آن را در اختیار خود
می گرفت و با آن قدرت می توانست هر چیز یا موجودی را شفا دهد یا تغییر دهد و
یا نابود کند. مثلا چند بچه از وریل-یا توانستند با عصای قدرت یافته توسط نیروی
وریل جندين انسان وحشی را نابود کنند. وریل-یا روبوت هایی را به خدمت خود
گرفته بودند و می توانستند با بال هایی که از وریل نیرو گرفته بود پرواز کنند. قهرمان
داستان بر اساس شواهد زبان شناسی پی می برد که وریل-یا از بازماندگان
نژاد آریا هستند. ساکنین وریل-یا با مشکل کمبود
فضا مواجه شده بودند و تصمیم داشتند به سطح زمین بیایند و در صورت لزوم
انسان ها را نیز نابود کنند.
چند تذكر:
البته شايان ذكر است كه اين نيروي وريل در تمدن نهان پيشگان مختلف با اسمامي گوناگون وجود داشته است كه از جمله آنها مي توان به سنت كابالا در مصر باستان اشاره كرد و بلور ليتون كه خود يك رز-صليبي بود تنها با توجه به شرايط زماني يكي از آنها را بازگو كرد.
**جامعه مخفي وريل يا لژ لومينوس و يا لژ نازي ها براساس همين رمان تخيلي (از ديد انها اين رمان واقعيت داشت) تشكيل شد و مهمترين عضو ان آدولف هيتلر رهبر نازي ها بود.
هدف این انجمن جتسجوی ریشه نژاد آریا و انجام تمرینات تمرکزی برای دستیابی به نیروی وریل بود. حتی هیتلر هیتی را برای این کار به تبت فرستادند. بعدها برخی ادعا کردند که هیتلر توانسته بود به نیروی وریل دست پیدا کند و قدرت تلقین غیر عادی ای پیدا کرده بود و یا این که آن ها توانسته بودند با نیروی وریل یک بشقاب پرنده بسازند.
يكي ديگر از علاقه مندان اين رمان هلنا پتروانا بلواتسكي موسس جامعه بزرگ تئوصوفي بود و با تاثیر از آن، کتابی با عنوان “تعالیم سری” نوشت که در آن با معرفی ۷ نژاد اصلی بیان کرد: نژادی که هزاران سال پیش، طی قرن ها تکامل،بسیار پیشرفته و به نژاد برتر تبدیل شد و تمدن آتلانتیس را برپا کرد، نژاد آریا بوده است. و ما نیز می توانیم مانند آن ها تکامل پیدا کنیم و به انسان های خداگونه (یا خود خدا) تبدیل شویم.
این تفکر بلاواتسکی مورد پذیرش نازی ها قرار گرفت و یکی از اصول فکری آن ها در راه اندازی جنگ دوم جهانی شد. همچنین فرضیه “زمین میان تهی” و آگارتا نیز بر اساس این داستان مطرح شده است.
تهيه و تنظيم: مستان
در اين كتاب ليتون، سفرنامه جهانگردي ثروتمند را بازگو ميكند كه در حين سفرش
تصادفا به تمدنی از موجودات فرشته گون در زیر زمین برمی خورد. این موجودات خود
را وریل-یا می نامیدند و از بازماندگان نژاد تمدن پیش از طوفان بودند که در شبکه ای
از تونل های زیر زمینی سکونت می کردند. تمدن اتوپیایی آن ها از تمام تمدن های
روي زمین بسیار پیشرفته تر بود و آن ها دارای توانای روحی بالا و تله پاتی بودند.
وریل-یا از تکنولوژی خاصی برای حفاظت از خود استفاده می کردند که در همه چیز
نفوذ می کرد و آن را “وریل” می نامیدند. منبعی از انرژی که صاحب آن با انجام
تمرینات تمرکزی و کنترل اراده به سطحی می رسیدکه قدرت آن را در اختیار خود
می گرفت و با آن قدرت می توانست هر چیز یا موجودی را شفا دهد یا تغییر دهد و
یا نابود کند. مثلا چند بچه از وریل-یا توانستند با عصای قدرت یافته توسط نیروی
وریل جندين انسان وحشی را نابود کنند. وریل-یا روبوت هایی را به خدمت خود
گرفته بودند و می توانستند با بال هایی که از وریل نیرو گرفته بود پرواز کنند. قهرمان
داستان بر اساس شواهد زبان شناسی پی می برد که وریل-یا از بازماندگان
نژاد آریا هستند. ساکنین وریل-یا با مشکل کمبود
فضا مواجه شده بودند و تصمیم داشتند به سطح زمین بیایند و در صورت لزوم
انسان ها را نیز نابود کنند.
چند تذكر:
البته شايان ذكر است كه اين نيروي وريل در تمدن نهان پيشگان مختلف با اسمامي گوناگون وجود داشته است كه از جمله آنها مي توان به سنت كابالا در مصر باستان اشاره كرد و بلور ليتون كه خود يك رز-صليبي بود تنها با توجه به شرايط زماني يكي از آنها را بازگو كرد.
**جامعه مخفي وريل يا لژ لومينوس و يا لژ نازي ها براساس همين رمان تخيلي (از ديد انها اين رمان واقعيت داشت) تشكيل شد و مهمترين عضو ان آدولف هيتلر رهبر نازي ها بود.
هدف این انجمن جتسجوی ریشه نژاد آریا و انجام تمرینات تمرکزی برای دستیابی به نیروی وریل بود. حتی هیتلر هیتی را برای این کار به تبت فرستادند. بعدها برخی ادعا کردند که هیتلر توانسته بود به نیروی وریل دست پیدا کند و قدرت تلقین غیر عادی ای پیدا کرده بود و یا این که آن ها توانسته بودند با نیروی وریل یک بشقاب پرنده بسازند.
يكي ديگر از علاقه مندان اين رمان هلنا پتروانا بلواتسكي موسس جامعه بزرگ تئوصوفي بود و با تاثیر از آن، کتابی با عنوان “تعالیم سری” نوشت که در آن با معرفی ۷ نژاد اصلی بیان کرد: نژادی که هزاران سال پیش، طی قرن ها تکامل،بسیار پیشرفته و به نژاد برتر تبدیل شد و تمدن آتلانتیس را برپا کرد، نژاد آریا بوده است. و ما نیز می توانیم مانند آن ها تکامل پیدا کنیم و به انسان های خداگونه (یا خود خدا) تبدیل شویم.
این تفکر بلاواتسکی مورد پذیرش نازی ها قرار گرفت و یکی از اصول فکری آن ها در راه اندازی جنگ دوم جهانی شد. همچنین فرضیه “زمین میان تهی” و آگارتا نیز بر اساس این داستان مطرح شده است.
تهيه و تنظيم: مستان






